می دونی دوستت دارم،منتظرم یعنی چه ؟
می دونی گلای قالی رو شمردن یعنی چه ؟
می دونی ستاره چیدن تو خیال یعنی چه ؟
می دونی خیره شدن به چشم یار یعنی چه ؟
می دونی زجه زدن تو شب تار یعنی چه ؟
می دونی تو رویا دیوونه شدن یعنی چه ؟
می دونی تو آرزو ها گم شدن یعنی چه ؟
می دونی که انتظار و انتظار یعنی چه ؟
می دونی تو انفرادی جهان یعنی چه ؟
می دونی ؟
نه ، نمی دونی
نمی دونی که اینها یعنی چه !
اگه می دونستی که ..........
رفت و یک دم عشق را فریاد زد
کاش می شد دست قسمت را شکست
شانه را بر شانه ی همزاد زد

در آن حال رویا سکوتم شکست زمان در سکوت قنوتم شکست
تو رفتی و من در فراق تو باز شکستم پراز غربتی ناله ساز
تو ای ماه عاشق به دادم برس که بی تو وجودم سراب است و بس
سحر ها برایت دعا می کنم به یادت خدا را صدا می کنم
به امید پایان پاییز زرد خدا حافظ ای مثنوی های درد
دست در دست شقایق می گذارم
لحظه ها را به دقایق می سپارم
غنچه ای نشکفته دارد یارم امشب
بار الها ... چاره ای جز این ندارم
ماه من گم کرده ای شب های من را
در کجای آ سمانی ... مه نگارم
در میان قوم بی عشق و شقایق
همچو سهرابم ... بر قایق سوارم
در کویر آرزوهای خیالی
سایه ام ... من سایه ای بر سر ندارم
من نگفتم که مرا مجنون کنی
من که گفتم فاصله ها کم شود
همنشینی بهر دل مرهم شود
من چه می دانستم از راز نگات
من چه می دانستم از حزن صدات
دست و پایم بسته ای در زیر آب
در فراقت گشته ام خانه خراب
کاش میشد گره از زلف غزل باز کنم
با پر قافیه ها سوی تو پرواز کنم ....
مثل مهتاب نشینم به لب پنجره ات
مست و مغرور بیایی ، سخن آغاز کنم
ماه رویایی من ، خط نزنی اسم مرا
مرغ دریایی چگونه ؟؟ من تورا ناز کنم
دو قدم مانده به تو ، کوچه را گم میکنم
مانده ام با چه زبانی به تو ابراز کنم !
دم آخر شد و من خسته تراز دیروزم
شود آیا گره زلف تورا باز کنم ؟؟؟؟؟
همسایه
وزین دوران بی یاری
دلا خون شو از این خواری
جنون و عشق و بی تابی
دلا خون شو زدل بستن
که بس کاری عبث باشد
تهی از کینه شو کین دل
نه جای خار و خس باشد
دلا خون شو ، دلا خون شو
که دل باید به دریا زد
چنان مجنون لیلا شو
که غم بر جان شیدا زد
غمی اندر دلم دارم
که بر جانم بلا باشد
مرادم مرهم دردئ
که بهر مبتلا باشد
بیا تا جان دهم هردم برای آن بهین رویت
بیا و دست بر سر کش
بر این مجنون دیوانه
بر این آواره بی کس
براین تنهای ویرانه
بیا و مهربانی کن تو با این قلب بیمارم
که من با تو و عشق تو بلندم چون سپیدارم
بیا زیبای رویایی
بیا تا دل بری آسان
بیا ای آشنای دور
بیا ای مهربان ای دوست
